خرید بک لینک
نزدیک بیست تا عکس به دیوارا چسبونده بودن، شایدم بیشتر. بناهای تاریخی، مناظر طبیعی و نمای شهراشون. پشت بند هر تعریف و تمجید من برای هر عکس می گفت ولی حالا خراب شده، خرابش کردن. شب قبلش بود که همینجوری خواستم بهش پیام بدم. کاری هم نداشتم، بهونه ای هم نبود، همینجوری پیام دادم. از همین پیامای سلام حالت چطوره. جواب داد درگیر نمایشگام، نمایشگاه فرهنگی، بیا. منم رفتم. غرفه افغانستان، تاجیکستان، عراق، سوریه. بعضیام کارای دستی خودشون یا هم وطناشون رو آورده بودن نشون بدن. بعضیام اما... عکس دسته گلاشونو رو دیوارا چسبونده بودن. دسته گلای پرپر شده. با دو گروه بیشترحرف زدم ؛ افغانستان و سوریه. هر دو تا درگیر جنگ. افغان ها که متولد و بزرگ شده ایران بودن و یه جورایی شهروند اینجا اما نالان از بعضی مشکلات که البته میدونستیم و می دونستند که مشکل برای همه است و طبیعتا گریبان اتباع خارجی رو هم گرفته. اما سوریه، برخلاف دوست محترم همرام نگاه غمگینی درشون می بینم، هر چند ظاهرا به قول زینب خانم بهشون نمی خوره جنگ زده باشن. تقریبا از اواخر تابستون که با دختر سوری آشنا شدم که البته خیلی زود رفت و قبل ترش هم که ب

برچسب: نویسنده: آوا رضوانی تاريخ: سه شنبه 2 آذر 1395 ساعت: 17:14

صفحه بندی